خوب می دانی
از اتفاق های پشت این دیوار بگو
چند کوچه پائین تر هم باران می بارد؟
تو خوب می دانی
وتو خوب می دانی ...
بگو چکار کنم؟
باخانه ای که دیگر این اتاق را نمی پذیرد
با ترک های توی عکس ها که نمی گذارند
آلبوم حرفش را بزند
با کسی که تازگی ها در من سینه صاف می کند...
تو خوب می دانی
وتو خوب می دانی که دوباره
دارم به فردا بر می گردم
به آن روزها که چشمهای تو آبی بود
روی راه پله ها هم آبی بود
کنار باغچه هم آبی بود
حتی وقتی که می رفتی
+ نوشته شده توسط علی رضا نوری در و ساعت
|

